عمرتون ۱۰۰شب یلدا
دلتون قد یه دریا
توی این شبای سرما
یادتون همیشه با ما
یلدا به همه خوش بگذره



یک پاییز دیگه هم تموم شد.مواظب دلت باش که همیشه بهاری باشه.مراقب روح مهربونت۰درد های نگفته سازت۰زمزمه های تنهاییت و غصه های ارغوانیت تا پاییز اون کاری رو که با زمین کرد با دل تو نکنه.
شب یلداتون مبارک
تک درخت
تک درختی تیره بختم که در سکوت صحرا فریاد من شکسته در گلویم تک درختی بی پناهم که دشت آرزوها گردید آخر مزارم دور از یاران بی توشه و برگم همخانه محنت0همسایه مرگم بر رخسارم غبار غم نشسته طوفان از من چه شاخه ها شکسته چو نهال زهر الوده همه کس از من بگریزد نه کس با من بنشیند نه کس با من آمیزد گویم غم خود با خار بیابان در سینه نهفتم اسرار بیابان تک درختی تیره بختم تک درختی بی پناهم
گفته بودم زندگی زیباست گفته و نا گفته ای بس نکته ها کین جاست. آسمان باز0آفتاب زر باغ های گل0دشت های بی در و پیکر سر برون آوردن گل از درون برف تاب نرم رقص ماهی در بلور آب خواب گندمزار در چشمه مهتاب بوی عطر خاک باران خورده در کوهسار آمدن0رفتن0دویدن0عشق ورزیدن در غم انسان نشستن پابه پای شادمانی های مردم پای کوبیدن آری آری زندگی زیباست زندگی اتشگهی دیرنده پا بر جاست گر بیفروزیش0رقص شعله اش در هر کران پیداست ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست زندگانی شعله می خواهد شعله ها را هیمه سوزنده جنگلی هستی تو ای انسان سر بلندو سبز باش ای جنگل انسان جنگل انسان0 جنگل انسان
زاهد بودم ترانه گویم کردی سر دفتر بزم و باده جویم کردی
سجاده نشین باوقاری بودم بازیچه ی کودکان کویم کردی
آبادتر از آنیم که بی رنگ بمیریم.از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم.تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم.شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم.
زندگی چون گل سرخیست پر از برگ0پر از خار0پر از عطر لطیف.یادمان باشد گل که چیدیم عطروبرگ وگل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند
سکوتم را به باران هدیه کردم تمام زندگی را گریه کردم نبودی در فراق شانه هایت به هر خاکی رسیدم گریه کردم.
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال.بنگریم چگونه می افتیم؟چون برگی زرد یا سیبی سرخ؟!
آرزویم اینست:نرود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد0نرود لبخند از عمق نگاهت هرگزوبه اندازه هر روز تو عاشق باشی.عاشق آنکه تورا می خواهدوبه لبخند تو از خویش رها می گرددوتورا دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد.
جزيره
قلب آدما مثل یه جزیره دور افتاده می مونه.اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره می گذاره مهم نیست.مهم اون کسی هست که هیچ وقت جزیره رو ترک نکنه.
عزیزا کاسه ی چشمم سرایت
میان هر دو چشمم خاک پایت
از آن ترسم که پا نهی باز
نشیند خار مژگانم به پایت
